دلنوشته دکتر علی رضایی میرقائد برای پدر / نمی خواهندت چون باندی نداری که با هم چپاول کنید

باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان- نه دزدی، نه دزدی بلدی و نه از دزد و غارتگر بیت المال تمجید می‌کنی. نمی خواهندت چون باندی نداری که با هم چپاول کنید، باهم بخورید و بریزید و بپاشید و بر فقر مردم بخندید… به گزارش سایت خبری باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان  دکتر علی رضایی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام شخصی خود نوشت:

پدر عزیزم!

روزگار غریبی است.

تو که از مال دنیا هیچ نداری، هیچ به معنای مطلق آن، کنارت می نشانند و رقابتی بس پرطمطراق بر دنیا به نمایش می گذارند. تو هنوز در فکر همرزمان شهیدت، پیرجمارانت و آرزوی شهادتی و اینان در فکر مقاعد قدرت و ثروت. آه، پدر عزیزم جای تو در این روزگاران نیست، جای تو در همان دهه ۶٠ است. روزهایی که نه ربا بود، نه فساد، نه مافیا. خدا بود و خدا بود و خدا. تو را نمی خواهند چون نه دزدی، نه دزدی بلدی و نه از دزد و غارتگر بیت المال تمجید می کنی. نمی خواهندت چون باندی نداری که با هم چپاول کنید، باهم بخورید و بریزید و بپاشید و بر فقر مردم بخندید.

تو بدون وعده با یارانت خرمشهر را ٢٣ روزه آزاد کردی اینان یا وعده ١٠٠ روزه می دهند یا بر وعده ١٠٠ روز مچ گیری می کنند. ایام خواهد گذشت. می دانند که می دانی و می توانی آباد کنی اما آبادانی این مملکت بدون پر شدن جیبهایشان و مکیدن خون مردم را نمی خواهند. آیندگان قضاوت خواهند کرد تو که بودی و چه کردی و چه خواستی بکنی اما صاحبان زر و زور و تزویر نگذاشتند…

درباره نویسنده

10269مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2022 رویش زاگرس. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی