شرکت نفت بختیاری، فرصتی تاریخی که به توسعه بختیاری منجر نشد

شرکت نفت بختیاری، فرصتی تاریخی که به توسعه بختیاری منجر نشد

 رویش زاگرس/محمدرضا مکوندی:کشف نفت را شاید بتوان از مهمترین وقایع یکصدسال اخیر ایران برشمرد که اقتصاد کشورمان با گذشت یک سده همچنان متاثر ازآن است. بختیاری ها دوتحول عمیق درجامعه ایرانی را باعث شدند اول کشف نفت دوم فتح تهران و پیروزی مشروطه بدست مجاهدان بختیاری که البته این حوادث که تاثیرات عمیق برجامعه ایرانی برجای نهاد؛ هیچوقت باعث تحول وتوسعه درسرزمین بختیاری نشد!
ویلیام ناکس دارسی تاجر انگلیس یهودی الاصل طرف قرارداد “امتیاز نامه نفت و موم طبیعی و معدنی” به سال ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۰ش) بادولت قاجاریه بود … انعقاد این قرارداد توسط دولت فاسد وعقب افتاده قاجاریه باهدف تامین بدهی ها ومسافرت های فرنگ شاه ونه با هدف توسعه مملکت بود.
این امتیاز را دارسی که درواقع غارت ثروت طبیعی ملت ایران بود با پرداخت حق الحساب هایی به دلالان درگیرقرارداد ازجمله کتابچی بدست آورد. طبق فصل اول از فصول هیجده گانه این امتیازنامه مجاز بود در تمام وسعت خاک ایران (به جز پنج استان شمالی) بخاطر نفوذ روسیه در مدت شصت سال به عملیات اکتشاف ؛استخراج وبهره برداری گاز، نفت، قیر و موم طبیعی بپردازد، با انعقاد این قرارداد واخذ امتیاز از شاه قاجار و با گسترش دامنه فعالیت های اکتشافی به جنوب غربی ایران و منطقه تحت اختیار قوم بختیاری، شرکت نفت انگلیسی مجبور شد برای تسهیل در کار خود، نمایندگانش را برای مذاکره به بختیاری بفرستد؛ تا رضایت ایشان را نیز جلب نماید.
چرا که بختیاری ها چندان به دولت مرکزی ایران اهمیت نمی دادند ! ضعف حکومت قاجاریه و اقتدار حکومت منطقه ای قدرتمند بختیاری یک واقعیت بود و انگلیسی ها با اطلاع از این موضوع برای کسب اجازه فعالیت وتامین امنیت چاره ای جز جلب نظر سران قوم بختیاری نداشتند. چرا که منطقه مورد نظر انگلیسی ها که قشلاق وچراگاه گرمسیر طوایف مختلف قوم بختیاری به طلغر معروف بود و بعدها به مسجدسلیمان معروف شده بود از بعد حقوقی وامنیتی مستلزم کسب رضایت مالکان این منطقه بوده است.
به همین خاطر مذاکرات پریس کنسول انگلیس در اصفهان و رینولدز نماینده دارسی با خان‌های بختیاری آغاز شد.
در آن دوران دو منصب ایلخانی و ایل بیگی بختیاری به ترتیب در اختیار “نجفقلی خان صمصام السلطنه” و “غلامحسین خان شهاب السلطنه” بود اما خان دیگر بختیاری، “علیقلی خان سردار اسعد” بواسطه نفوذی که بر عشایر داشت به مراتب از این دو برتر بود. زیرا سردار اسعد تحصیل کرده اروپا و فردی مطلع بود وپریس ورینولدژ با احتیاط باوی مذاکره داشتند.
در مذاکرات با خوانین بختیاری ده درصد (۱۰%) از درآمد را مطالبه می کردند ولی دو روز بعد که سردار اسعد وارد مذاکرات شد، آن رقم را کافی ندانست و مطالبه بیست درصد (۲۰%) از درآمد را داشت. اما آنچه نهایتا بر سر کاغذ آمد نشان داد که افراد طرف معامله “پریس” انسان های کم توقعی وچندان به ابعاد گسترده کشف نفت و قرارداد اطلاع کافی نداشتند که این کم توقعی حتی تعجب پریس و رینولدز را به دنبال داشت.
در این مذاکرات قرار شد از هر صد سهم عادی کمپانی و هر شرکت دیگری که در آینده در منطقه بختیاری جهت کشف و استخراج نفت تشکیل شود، سه سهم به خان‌های بختیاری تعلق گیرد و کمپانی نفت مبلغی را جهت استخدام نیرو برای حفاظت از مناطق نفتی بختیاری به خان‌ها پرداخت کند. در نهایت در سال ۱۹۰۵ میلادی در شش ماده بین نمایندگان دارسی و خوانین بختیاری قراردادی به امضاء رسید. “نجفقلی خان صمصام السلطنه”، “غلامحسین خان شهاب السلطنه، “علی قلی خان سردار اسعد”، “نصیر خان صارم الملک” در حضور “محمد تقی خان امین الشریعه” منشی اول “پریس” قرارداد را در شش ماده امضاء نمودند و ژنرال “پریس” و مهندس “رینولدز” سر مهندس عملیات حفاری نفت نیز از طرف دارسی قرارداد را امضاء کردند تا خیال سرمایه گذار نفت در ایران علاوه بر امتیاز اخذ شده در ۱۹۰۱ میلادی راحت تر باشد.
و این گونه شرکت نفت بختیاری BAKHTIYARY OIL COMPANYبه عنوان یک شرکت فرعی منشعب از شرکت اصلی (شرکت انگلیسی استخراج نفت )با سرمایه اولیه ۴۰۰ هزارلیر تاسیس شد. تفاهم با سران قوم بختیاری درزمینه تامین امنیت و توسعه عملیات اکتشاف واستخراج نفت ازاهداف اصلی انگلیسی ها از تاسیس شرکت نفت بختیاری بوده ۱۲هزار سهم از مبلغ کل سهام شرکت نفت بختیاری بصورت رایگان به خوانین بختیاری واگذار تا سود حاصل از این سهام را سالانه دریافت و بین سایر سران قوم تقسیم نمایند. همچنین باتاسیس شرکت نفت بختیاری سه قرارداد ژنرال پریس ومهندس رینولدز نمایندگان دارسی درایران باخوانین بختیاری منعقد کردند.
در قرارداد اول که به تایید طرفین رسیده بود ،قید شده بود:
باپایان زمان قرارداد دارسی کلیه تاسیسات درمسجدسلیمان بصورت رایگان به خوانین بختیاری منتقل می شود‌.
در قرارداد دوم عنوان شده بود :کلیه اراضی مورد نیاز جهت عملیات اکتشاف و استخراج و احداث تاسیسات و خطوط نفت و گاز با درخواست شرکت و موافقت سران قوم بختیاری خریداری و به شرکت نوپای نفت انگلیسی واگذار گردد ؛وعواید حاصله ازاین معامله به خوانین بختیاری پرداخت شود وکل اراضی موسوم به مسجدسلیمان درقالب یک پلاک ثبتی به شرکت نفت انگلیس واگذار شد.
قرارداد سوم منعقده با بختیاری مربوط به حفظ امنیت شرکت نفت انگلیس بود و براساس این شرکت ایلخانی یکی از خوانین را که دارای نیروی مسلح بوده است؛ جهت تامین امنیت و حراست از تاسیسات شرکت ودفع هرگونه تجاوز و سرقت معرفی می نمود‌ودرمقابل شرکت نفت انگلیس موظف بود ضمن پرداخت حقوق گروه حفاظت و حراست سالی سه هزار لیر هم به ایلخانی پرداخت نماید.
در ادامه قرارداد سوم قید شده بود که هرگونه خسارت وارده به تاسیسات اعم ازسرقت وتجاوز به حریم شرکت و مخاطرات جانی و جرح کارکنان ناشی از راهزنی؛ درگیری و سرقت می بایست توسط حاج ایلخانی به شرکت پرداخت گردد.
بی صداقتی و حیله انگلیسی ها در انعقاد قرارداد ها با خوانین بختیاری قابل تعمل است مثلا انگلیسی ها در حالی که طبق فصل پانزدهم از امتیاز ۱۹۰۱ با دولت مرکزی متعهد شده اسباب و ابنیه خود را با انقضای مدت قرارداد در اختیار دولت ایران قرار دهد در قرارداد ۱۹۰۵ طرف انگلیسی این موارد را به خوانین بختیاری واگذار می نماید!
با توسعه نفوذ حکومت مرکزی در دوره رضا شاه و تاسیس اداره حراست صنعت نفت مسئولیت حفاظت شرکت از بختیاری ها گرفته شد؛ اما همچنان سالانه سه هزار لیر به ایلخانی پرداخت می شد.
شرکت نفت بختیاری در سال ۱۹۲۴ باتثبیت موقعیت انگلیسی ها در مسجدسلیمان منحل و با حفظ سهام بختیاری در شرکت نفت ایران و انگلیس ادغام شد.و۱۲هزار سهم خوانین بختیاری به ۳۷۳۲۰ سهم از شرکت جدید شد‌.
اما اختلافاتی بین خوانین بختیاری و شرکت بروز کرد از یکسو خوانین بختیاری معتقد بودند که شرکت به تعهدات خود در زمینه مفاد قرارداد به درستی عمل نمی کند و شرکت نیز مدعی بود که سود پرداختی به سران بختیاری به درستی بین همه افراد ذینفع تقسیم نمی شود‌.
در سال ۱۳۰۶شمسی جعفرقلی خان سردار اسعد پسر حاج علیقلی خان سردار اسعد مسافرتی به لندن داشت و با مدیران شرکت نفت جلسه و مبلغ ۱۶۰ هزار تومان وام دریافت و در عوض متعهد شد که سران بختیاری حق فروش سهام خود را فقط به انگلیسی ها داشته باشند و از واگذاری سهام به ملل غیرانگلیسی به منظور جلوگیری از سهام دار شدن سایر کشورهای رقیب و غیرانگلیسی خودداری نمایند.
قرارداد دارسی درسال ۱۳۱۲ توسط دولت مرکزی تحت شرایطی ازجمله افزایش سهم ایران ازاین قرارداد و انتقال کلیه تاسیسات احداثی واملاک شرکت نفت انگلیس به دولت ایران مورد توافق قرار گرفت؛ که این توافق برخلاف توافق اولیه با خوانین بختیاری مبنی برتملک اموال شرکت بعد از اتمام قرارداد بود‌.
اگر چه خوانین بختیاری به این بندجدیدتوافق شرکت نفت انگلیس بادولت مرکزی معترض شدند؛اما این اعتراضات موثر نیفتاد.
درسال ۱۳۱۲ رضا شاه باوقوف به مفاد قرارداد دستور داد سهام خوانین بختیاری توسط وزارت دارایی خریداری گردد و خوانین بختیاری که اکثرا درزندان بودند تحت حفظ ماموران پلیس با انتقال به دفترخانه شماره ۲۵ اقای شریف العلما منتقل و سهام خود را از هرلیره به ده لیره انگلیسی به دولت ایران واگذار و بدینگونه دولت سهامدار شرکت نفت ایران و انگلیس گردید.
رضا شاه برای پرداخت مبلغ حاصل از خرید اجباری سهام شرکت نفت بختیاری سه شرط درنظر گرفت :
اول : کسر مبلغ وام ۱۶۰هزارتومانی جعفرقلی خان سرداراسعد اخذشده ازشرکت نفت ایران وانگلیس
دوم : مالیات برسهام خوانین بختیاری به ارزش ۶۰هزارتومان
سوم:پرداخت هزینه کامل قشون کشی لشکر خوزستان به خاک بختیاری منطقه دشتک در۸شهریور سال ۱۳۰۱ به ارزش هنگفت ۳۰۰هزارتومان بود.
مابقی مبلغ بین ورثه سردار اسعد، صمصام‌‌السلطه ؛سردار محتشم و امیرمفخم تقسیم گردید.
شرکت نفت بختیاری هیچگاه بعنوان یک شرکت واقعی نفتی نتوانست وجود خودرا اثبات کند. این شرکت می توانست با کسب درآمدهای خوبی که ازسهامداری شرکت نفت انگلیس داشت با تکیه برموضوع نفت در مناطق بختیاری درزمینه توسعه وآبادانی این مناطق ازقبیل ایجاد مدرسه و وایجاد امکانات ادامه تحصیل فرزندان مستعد ایل وجاده سازی و مریض خانه و..‌‌ امتیازات فراوانی بگیرد و نقش اساسی داشته باشد.اما عمده این درآمدها توسط برخی خوانین صرف زندگی خصوصی شد ولی این قرارداد قدرت سیاسی اقتصادی خوانین بختیاری را افزایش داد و موجب نقش آفرینی موثر بختیاری در تاریخ معاصر شد و حاج علی قلی خان سرداراسعد بختیاری ثروت و املاک شخصی خود وازجمله درآمدهای حاصله خود ازشرکت نفت بختیاری را صادقانه وبزرگوارانه صرف تجهیز و سازماندهی قشون بختیاری و فتح تهران وپایان دادن به حکومت ننگین قاجاریه نموده بود.
. درضمن ذکر این نکته مهم است که
روابط دو طرف بختیاری ها و انگلیسی ها و پس از آن، شرکت نفت ایران و انگلیس) دارای فراز و نشیب های فراوان و حاکی از نوعی خودآگاهی رو به افزایش از سوی دو طرف در تنظیم روابط شان بود.

درباره نویسنده

9735مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2021 رویش زاگرس. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی