به بهانه آسمانی شدن پیشکسوت عرصه رسانه استاد بهروز صالحی و نسلی که شایسته تکریمند

به بهانه آسمانی شدن پیشکسوت عرصه رسانه استاد بهروز صالحی و نسلی که شایسته تکریمند

رویش زاگرس/محمد باقری: اسفند ماه ۹۷،بعد از یک دوره چند سالهء بیماری به همت دوستان ارجمندم در انجمن قلم و معاونت محترم شهرداری مسجدسلیمان آقای علی قنبری و مدیر محترم اسبق اداره میراث فرهنگی آقای سهراب حسنوند و مدیر محترم پیشین ارشاد اسلامی شهرستان آقای حمید حیدری، آیین نکوداشت مرحوم ابوی “زنده یاد قباد باقری”در سالن فرهنگسرای جوان برگزار شد. خوب به یاد دارم که علی رغم تمام،تالمات جسمی و روحی ناشی از دست برگریبانی با درمان های طاقت فرسا و فرسایشی و ضعف شدید جسمی اش، نوعی خرسندی در سکوت عمیق و معنادار پدر می دیدم.یقین داشتم که لابد با خود فکر می کند که بالاخره بخشی از زحمات و مرارت ها و عرق ریزی های روحی چند دهه از عمرش،اگر چه مابه اِزای مادی چندانی در پی نداشت،اما میراثی معنوی و عظیم برجای گذاشت و لابد از آن مهمتر، قدردانی عموم مردم بود که به پاسش در واپسین روزهای اسفند ۹۷ دورش جمع شدند.بعد از آن اوضاع روحی اش کمی بهتر شد. هرچند کمتر سخن می گفت و بیشتر مطالعه می کرد و می نوشت،اما در وجناتش نوعی آرامش هویدا بود.
حالا که دست گلچین روزگار استاد بهروز صالحی بزرگوار را از میانمان برچید ،عجیب یاد “پدر” افتادم.شاید به دلیل اشتراکاتی است که این دو عزیز و بزرگوار داشته و دارند.شاید به دلیل دوستی دیرینه شان،و یا حتی افتخار همکار بودنم در عرصهء رسانه و حضور در کنار این عزیز و یا حتی شاید نوع بیماری مشترک آن دو بزرگوار و البته شاید این دلتنگی های مدام و تمام نشدنی ام برای پدر… هر چه هست اما ، استاد بهروز صالحی ،پس از سالها حضور موثر و فعال در عرصه رسانه،هم اینک و پس از تحمل دردهای طاقت فرسای بیماری، که به تدریج توش و توان ایشان را فرسود، رخت از میانمان بربست. و این ضایعه، این مفاجات، لطمات سنگینی بر پیکره شهر و تبارمان وارد آورد. دریغم می آید که در دوران حیات پر بارش، آنگونه که زیبنده بود از ایشان تجلیل نشد.یادم می آید که به همت دوست ارزشمندم آقای سعید مرادی و جمعی دیگر از فعالین محترم حوزه رسانه ، در اسفند ماه سال گذشته، قرار بود تا نکوداشتی به پاس سالها حضور در عرصه خبر برای ایشان تدارک دیده شود،که افسوس بیماری کرونا مجال نداد که اگر اینچنین می شد، شاید ایشان هم کمی امیدوارانه، عمر سپری شده در مسیر تعهدات والای انسانی خویش را بیشتر تحسین می کرد.شاید این حق شناسی و قدردانی،توش و توانی مضاعف به ایشان می داد، تا به جنگ غول بیماری برود.
باید از این نسل خودساخته و 《خدا خوب کرده》بسیار آموخت. نسلی فکری و معنوی و طلایی از فرزندان مسجدسلیمان که با ممارست و استمرار و اهتمام در راه متعالی فرهنگ و قلم و اندیشه را پیش رو گرفتند و با بهره بردن از آن در زندگی شخصی، رنج بیماری را آنگونه امیدوارانه تحمل کردند .و امیدواری که تنها نقطهء اتکاء و حفظ داشته های آدمی است را چه خوب و به شکل عملی به ما آموختند.صحبت از نسلی تکرار نشدنی در فرهنگ و هنر و رسانه است.که باید بر روی دیدگان، ارجشان نهاد.قدردانشان بود .خوب یادم است بعد از نکوداشت مرحوم ابوی ،بسیاری از جوانان و نوجوانان درکنار پدر عکس یادگاری می گرفتند.این یعنی معرفی شایسته الگوهای پسندیده به نسلهای جدید.الگوهایی ملموس و دست یافتنی.مرحوم استاد بهروز صالحی و هم نسلان بزرگوارش، انسان های برجسته ای بودند،الگوهای ارجمندی که راه ناهموار و پر از سنگلاخ تحقیق و پژوهش را هموار کردند، تا هم اکنون دیگران، باآرامشی بیشتر در آن طی طریق کنند و به تعالی برسند.شیفته زادبوم و ایل و تبارشان بودند. قلم و قدم را جز به خدمت و تعهد نفرسودند. و تا همیشه در دل این سرزمین ماندند و ماندگار شدند.
برای این استاد فقید و دیگر بزرگان به رحمت ایزدی پیوسته، هماره طلب مغفرت و غفران الهی دارم. نام و یاد و راهشان گرامی…

درباره نویسنده

9259مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2021 رویش زاگرس. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی