این اقتصاد ترمز بریده است!
با اقتصاد سوداگرایانه رانتی،رفاقتی نمی توان به توسعه دست یافت

با اقتصاد سوداگرایانه رانتی،رفاقتی نمی توان به توسعه دست یافت

رویش زاگرس/محمدرضا مکوندی: گفته می شود اقتصاد ایران لیبرالی و…است اما اقتصاد لیبرالی در جوامع غربی با ویژگی های خاص آن جوامع نه تنها سازگار و بلکه موجب رشد اقتصادی شده است.
هر کشوری که در مسیر رشد و توسعه اقتصادی به پیشرفت هایی دست یافته است از الگوها و تئوری های اقتصادی منطبق با شرایط اجتماعی سیاسی حاکم بر کشور خود بهره برده است اما اقتصاد حاکم بر کشور ما در این چهار دهه از هیچ تئوری اقتصادی مشخصی تبعیت نکرده است. بلکه اقتصاد کشور ما فارغ از هر چارچوب راهبردی تحت تاثیر سیاست های حاکم بر جامعه است.
ضمن این که در آن واحد دو سیستم اقتصادی یکی دولتی و آشکار و دیگری اقتصاد پنهان و تنومند حاکم است و سیستم اقتصاد دولتی در بسیاری مواقع تحت تاثیر سیستم اقتصادی پنهان و غیر پاسخگو و فاقد نظارت است‌ که با گردش مالی ۵۵۸هزار میلیاردی مالیات هم نمی دهد و پاسخگو هم نیست.
شرایط بغرنج اقتصادی کنونی راه حل اقتصادی ندارد و با سیاست خارجی ما گره خورده است. از الزامات خروج از این شرایط سخت و دشوار اقتصادی توجه به برنامه گرایی اقتصادی آن هم توسط نخبگان علم اقتصاد، نظارت بر بخش وسیع اقتصاد پنهانی و قانونمند شدن فعالیت های اقتصاد زیرزمینی و تعامل با جامعه جهانی است…
اما اقتصاد ایران چه ویژگی عمده ای دارد؟ اقتصاد حاضر نوعی اقتصاد سوداگرایانه ؛ رفاقتی،دلالی است که به جای تمرکز بر مزیت های اقتصادی بخش تولید و خدمات و افزایش داد و ستد با کشورها؛ توسعه فضای کسب و کار؛ نخبه گرایی، دولت به دست کردن در جیب ملت برای تامین هزینه های خود به عناوین مختلف روی آورده است. اقتصادی که رانت های گسترده انحصاری برای برخی ایجاد کرده است و توان معیشتی مردم را از نصف هم بیستر کاهش و پول ملی را در زمره بی ارزش ترین ارزهای جهان نموده و انحصار و رانت فراوانی برای عده ای در آن نهفته است به عنوان مثال مدت ده سال است که هیچ مجوز بانک و بیمه و کارگزاری بورس صادر نشده است. ضمن این که نقذینگی کثیف زیادی در این اقتصاد بیمار گردش دارد و بنا به گفته مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری حجم پول کثیف در اقتصاد ایران را ۱۲درصد نقدینگی کشور برآورد گردیده یعنی حداقل ۱۸۳هزار میلیارد تومان پول کثیف در اقتصاد ایران وجود دارد.
سازمان امور مالیاتی حجم اقتصاد زیرزمینی ایران را ۵۵۸ هزار میلیارد تومان برآورد کرده است.
یعنی «یک سوم اقتصاد ایران در تاریکخانه» است در واقع این رقم بیانگر نسبت فرار مالیاتی در بخش غیر رسمی به کل درآمدهای مالیاتی است.

بی انضباطی ولنگارانه و غیر تخصصی در بودجه نویسی غیرشفاف سالانه؛ و هرز روی فراوان اعتبارات ملی و متنعم شدن بسیاری بنیادها و مراکز بی اثر در جامعه فاقد شفافیت عملکرد مالی از سفره بی زبان بودجه سالانه کشور که این هزینه ها باید صرف بهبود رفاه عموم شود؛ افزایش روزانه و افسار گسیخته کالا و خدمات عمومی همچون موادغذایی؛ خودروهای بی کیفیت داخلی با قیمت های همواره روبه رشد کاذب و افسار گسیخته؛ دلالی ارز و سکه و طلا برای تامین هزینه ها توسط مراکز اقتصادی دولتی؛ افزایش قیمت سوخت و حامل های انرژی؛ عدم تمرکز برتولید و فضای کسب و کار نمونه هایی از شاخص های این اقتصاد سوداگرایانه _رفاقتی است که ضمن کاهش شدید توان معیشتی مردم؛ از بین رفتن تعادل جامعه با حذف طبقه متوسط و شکل گیری یک طبقه ممتاز برخوردار در مقابل یک طبقه کثیر فقیر دیوار اعتماد اجتماعی جامعه بیش از پیش تخریب گردیده است و رانت گسترده ای برای تعداد محدودی دلال و فرصت طلب ایجاد کرده است.
نظام بانکی ایران از بدترین نظام های بانکی دنیا است روزانه دو هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور اضافه که به تورم بیش از پیش تورم منجر می شود اقدام دولت برای حذف چهار صفر از پول ملی کاری نمایشی مانند تجویز گل گاوزبان برای اقتصاد سرطانی حاضر است! در چنین اقتصادی؛ امکان یک توسعه اقتصادی بالنده و تولیدگر وجود ندارد. بورس که نشانه رونق تولید در کشور محسوب می شود اما در حالی بورس چهار نعل می تازد و رشد کاذبی را تجربه می کند که رکود عمیق حاکم است این منطق که قیمت سهام افزایش پیدا می‌کند، به جز فشارهای سیاسی فارغ از هر واقعیت رشد اقتصادی و ایجاد انتظارات کاذب در جامعه علت دیگری ندارد منطقی نیست صنایع مختلف تعطیل و ورشکسته اما سهام مربوطه رشد می کند. حباب کاذبی که به زودی خیلی ها را متضرر خواهد کرد. یکی از مشکلات عمده قوه مجریه وجود اقتصاد پنهان است که ۳۰ تا۵۰درصد اقتصاد ایران را شامل می شود که اگر تحت نطارت و راهبرد شفاف و هماهنگ با دولت باشد اثرات موثر و تاثیر گذاری می تواند داشته باشد.
اقتصاد کشور ما نیازمند ترسیم راهبردی مشخص بر اساس تئوری های کارآمد اقتصادی و تکیه بر توسعه نیروی انسانی نخبه به عنوان زیربنای تولید ثروت است. باید به برنامه گرایی اعتقاد پیدا کنیم برنامه ریزی صرفا توسط نخبگان اقتصادی انجام می شود. اقتصاد سوداگرایانه دلالی-رفاقتی موجب رشد طبقه دلال فرصت طلب می شود و گسترش فقر و تبعیض و شکاف های اجتماعی دردناک؛ به تغبیر دیگر اکنون این اقتصاد ترمز بریده و دیر یا زود به بن بست خواهد رسید. باید از اقتصاد متمرکز دولتی فاصله گرفت، باید به برنامه گرایی در اقتصاد توسط نخبگان اقتصادی ایمان داشته باشیم. اقتصاد عظیم چین با ۲۵۰میلیارد دلار قدرت دوم اقتصادی جهان شد و بی برنامه ای با نگاه ویرانگر پوپولیسمی باعث شد که ۷۵۰میلیارد دلار ذخیره ارزی توسط دولت احمدی نژاد نابود شود؛ برای خروج از اقتصاد تک محصولی حرکت به سمت اقتصاد چند محصولی و رشد همتراز بخش های مختلف کشاورزی؛ صنعت؛ گردشگری؛ خدمات و..‌. هدف گذاری شود. بخش تعاونی تقویت و از بخش خدمات برای ایجاد فرصت های شغلی با توجه به ظرفیت های فراوان این بخش می توان بهره گرفت. باید با هدف رشد و توسعه اقتصادی منطبق با ویژگی های بومی؛ اختیارات بیشتری به استان ها جهت رشد و توسعه و کارآفرینی در هر استان داده شود.

درباره نویسنده

8856مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2020 رویش زاگرس. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی